ميرزا محمد حيدر دوغلات
784
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( گز كوچكتر هندى - ال ) lle ( ، 18 اينچ [ در فرهنگ انگليسى فارسى حييم ، 115 سانتيمتر . ( م ) ] - مورد نظر باشد ، در ادامه مطلب خواهيم ديد كه مقياسهاى او ، صرفنظر از تمام اندازهها ، بسيار زياد است . ( 869 ) . از اين روايت معلوم نمىگردد كه كدام يك از معابد مورد توصيف مؤلف بوده است . وى در تبليغ آنها به يك صد و پنجاه باب ، ظاهرا مبالغه نكرده است زيرا در روزگار آقاى وينه ) engiv ( ( حدود 1838 - 1834 ) نيز تعداد آنها كمتر از هفتاد تا هشتاد برآورد نشده است . بسيارى از آنها در فاصله سه قرن بايد ناپديد شده باشد . بعضى از آنها كمتر از هفتاد تا هشتاد برآورد نشده است . بسيارى از آنها در فاصله سه قرن بايد ناپديد شده باشد . بعضى از آنها كه معروف بوده تخريب گرديده و از سنگهايشان در مقاصد ديگرى استفاده به عمل آمده ، برخى هم پنهان از ديدهها و يا به طرق ديگر بنا شده ، و تعدادى را هم جنگل پوشانيده است . در حال حاضر [ اواخر سده نوزدهم ( م ) ] برجستهترين خرابههاى شناخته شده پنجتاست كه در مارتاند يا پاندوكرو ، در حدود پنج مايلى شرق اسلامآباد ( پايتخت قديمى دره [ كشمير ؟ ( م ) ] كه امروزه هندوها آن را انانت ناگ مىخوانند ) در بهانيار ( نزديك اورى ) ، آوانتىپور ، پاندرتان ، و پايچ قرار گرفته است . معبد مارتاند نه تنها بزرگترين همه آنها ، بلكه به مراتب قشنگترين آنهاست و چنان كه آقاى فرگوسن ) nossugref ( خاطرنشان ساخته ، مثال زدنىترين شيوه معمارى كشمير مىباشد . تاريخ آن از حدود 750 ميلادى آغاز مىگردد و بعضىها تاريخ آنها را تا حدودى قديمتر مىدانند . به نوشته آقاى فرگوسن « اما نه از تاريخ سلطنت باناديتيا - 587 تا 594 ميلادى - عقبتر مىرود ( برخى از منابع تا حدودى با اين تاريخ تفاوت دارد . ( ر . ك : استكويس ، 1 ، ص 239 ، و نه مىتوان آن را به كمتر از 1200 كه احتمالا تاريخ پايچ است پايينتر آورد . . . شيوه اين شش قرن چنان متحد الشكل است كه شايد بتوان آن را نمونهاى براى مقاصد تاريخ عمومى دانست . » اگر فرض كنيم كه توصيف ميرزا حيدر در ارتباط با بزرگترين معابد بوده ، در اين صورت مقايسه ميان سخنان او و گزارش آقاى فرگوسن جالب خواهد بود . وى مىگويد : « خود معبد ساختمان بسيار كوچكى است كه تنها 60 پا طول و 38 پا عرض دارد . اما به پهناى سردر ، دو پنجره يا چيزى شبيه به آن افزودهاند كه آن را به 60 پا رسانيده است . « سپس وى در تكميل سخنان خود به نقل از ژنرال كانينگهام ، ارتفاع آن را نيز 60 پا برآورد مىكند و بدين ترتيب تمام ابعاد آن را به 60 پا مىرساند . آقاى فرگوسن در مورد مسقف بودن معبد ترديد داشته است . در روزگار معاصر ، در كف معبد هيچ نشانى از قطعات سقف ديده نمىشود و او با داورى از نازكى ديوارها و جاهاى وسيع خالى آنها ، ترديد دارد كه آيا ديوارها تاب تحمل سقفى سنگى را داشتهاند يا نه ؟ به عقيده او اگر واقعا سقفى هم وجود داشته به ناچار از چوب بوده است . به اعتقاد آقاى فرگوسن ، موضوع محوطهاى كه معبد را محصور و احاطه كرده ، جالب توجهتر از خود معبد مىباشد . وى ابعاد داخلى آن را 220 پا در 142 پا ذكر مىكند . در هر رويه يك حجره قرار گرفته كه كلا ارتفاع آن تا نوك سقف به 30 پا مىرسد ، در حالى كه ستونهاى واقعى در طرف حجره 9 پا بلندى دارد . در خرابه ماراتاند هيچ كتيبهاى يافت نشده و تاريخ آن صرفا از روى گزارشات تاريخى مرتب گرديده است . آقاى وينه ) engiv . g . t ( كه در 1824 ، روايتى از سفر خود در كشمير را منتشر ساخته ، تا معبد مارتاند را اندازهگيرى كرده و حداكثر طول آن را - در طرف ديوارها - حدود 270 پا برآورد كرده ، در حالى كه طول آن در قسمت قدامى 168 پا بوده است . وى ارتفاع ستونها را از پايه تا تاج كمتر از ده پا و ضخامت بلوكهاى سنگ آهكى را كه « با حجم متناسب » در ساختمان به كار رفته و « با ملاطى عالى مستحكم گرديده » كلا 6 تا 9 محاسبه كرده است . اندازهگيرهاى او در طرف ديوارها و در جلو ، ظاهرا اشاره به محوطه بيرونى است و نه داخل خود معبد . اين اندازهها بيشتر از اندازههايى است كه آقاى فرگوسن ارائه كرده ، اما اين اختلافى كه در محاسبه آقاى وينه ديده مىشود مربوط به بيرون ديوارها بوده باشد ؛ اما آقاى فرگوسن صريحا مىگويد كه اين ارقام مربوط به محوطه درونى است . به هر حال شايد اين ابعاد مبالغهآميز گزارش شده از سوى ميرزا به طور قابل توجهى در تمام موارد در پايين آورده شده ، چنان كه در موارد اظهارات آسيايىها در رابطه با ارقام